منم چو چشمه ی سرابم
چو نقش آرزو بر آبم
همچو قصه گو فسانه ام ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
بلرزدم ز دل نسیمی
به وقت زندگی حبابم
در زمانه بی نشانه ام ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
آرزو ، آرزو ای سراب بی کران ای امید بی نشان
ای که شعله های تو آتشم زند به جان
عشق من بود گناه من ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
منم عاشق منم رسوا بار غم به دل نشسته ای
منم عاشق منم شیدا مرغ بال و پر شکسته ای ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
چرا از ما تو ای زیبا رشته ی الفت گسسته ای
نمیپرسی ز حال ما فارغ از این حال خسته ای ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
جز به دل مشتاقش غم آهی نمیسازد
آن که ندارد سوزی دیووانه نمیسازد
سوز دل بود گواه من ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
حسین بریم ببازیم![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
خواهرم شعر میشود از لب بغل دوست دخترش هر شب![]()
در حال حاضر 256 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 256 مهمان ها)