__/γπ\_ _
'-o----o-'
اين ماشين هديه تولدته
سوئيچش پايينه برو بردار
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
آخه کـــ.ونی وقتى ميدونى تولدت نيست چرامیای پايين؟حالاتوهمين ماشين بکنـــمت؟!
__/γπ\_ _
'-o----o-'
اين ماشين هديه تولدته
سوئيچش پايينه برو بردار
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
آخه کـــ.ونی وقتى ميدونى تولدت نيست چرامیای پايين؟حالاتوهمين ماشين بکنـــمت؟!
هِمَــــتی کُــن با ایـن زردِ شُمــــالی . . .
مریدی لرزان نزد شیخ بشدی و عارض گشت: یا شیخ خوابی بس ترسناک بدیدمی چنان که رنگ شورت از سفید به قهوه ای بودار متمایل گشتی... شیخ گفت: بنال ببینم حیف نان، خواب چه دیده ای که بر خود ریده ای؟...
مرید گفت: بخواب دیدم سه گرگ گرسنه مرا دنبال همی نمایند و گاهی بقدر یک مایل و گاهی دو مایل از من فاصله گرفته اما ناگه از تاریکی بیرون جسته و خشتک مرا به دندان گرفتندی، در این میان کسی اندک گوشتی مرا بدادی که به آنها دهم و آنان را سیر نموده و خود را رهائی بخشم لیک آن تکه گوشت بقدری اندک بود که دندان نیش آنان را نیز چرب نمی کرد...
شیخ دستی بر سر کچلش کشید و لختی آن را خاراند و سپس گفت:
آن سه گرگ قبوض آب و برق و گاز بوده که پس از هر ماه و یا گاهی دو ماه بر تو حمله ور می گردند و آن تکه گوشت یارانه توست که اوسکُلت کرده و به دستت داده اند...
مرید چون این تعبیر شگرف را بشنید، خشتک خویش را دریده و از آن بالونی ساخته و راهی کوه و بیابان شد.
هِمَــــتی کُــن با ایـن زردِ شُمــــالی . . .
صابر ضرب المثل مخصوص خودمونه یا اینترنشناله ؟
[فقط کسانی که در سایت عضو شده اند قادر به مشاهده لینک ها هستند عضویت در سایت کمتر از 1 دقیقه ست. برای عضو شدن در سایت کلیک کنید...]
استاد خیابانی در حال تبریک شب یلدا:شب یلدا رو که میشه گفت پس از آخرین روز پاییز با آغاز اولین شب از آخرین فصل سال که منتهی به روز اول زمستانه رو تبریک میگم . در واقع امشب دیگه ما وارد زمستون میشیم یعنی الان دیگه پاییز نیست البته فعلا زمستونم نیست اگه امشب تموم بشه حتما ما صبحو میبینیم که همون زمستونه . در اصل صبح فردا زمستون خواهد بود ....
..
در حال حاضر 141 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 141 مهمان ها)