از من از عاشقت عزم رفتن نکن
تو که سینه ی لب به لب از ترانه داری ...![]()
از من از عاشقت عزم رفتن نکن
تو که سینه ی لب به لب از ترانه داری ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
پا پس نکش از صید من ،
آهوی زیبا
لختی بتابن بر رُخم ،
آن روی زیبا ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
برگرد و به زیبا شدنت ،
مرا دوباره زیر و رو کن ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
برگرد و بمان ، حوصله کن ،
نظاره کن به چشم خیسم ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
من تاریخی ،
غمگینم ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
تفاوتی نمی کند ،
بنفشه با حضور تو
ببین که در نگاه من ،
یک شاخه پیداست ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
و تَن به بودنم بده ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
شاعرترین عاشقت ، می نگاشت ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
چون فریادی در سحرایی ،
یا شب های بی فردایی
چون رویایی ، از بیداری
یا تنهایی از دیداری ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
با چهره ام لحظه ای ،
از جوانی بگو ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
در حال حاضر 136 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 136 مهمان ها)