خوب نیست ...
خوب نیست ...
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
نمی دونم از کجا این فکر شده خراب . . .![]()
من بی گناهم ...
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
نکنه این آخری صنعتی بود . . .![]()
هر وقت یه بطری یِ تازه ی عرق رو باز می کنم ، ترس کور شدن رو دارم . . .![]()
سر من درد می کند به جنون . . .![]()
به بوی آخرین آجرم وفادارم ...![]()
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
به خودم فکر می کنم اغلب . . .![]()
خسته از بی خوابی ...
یکی هم بود
که پنجره جمع میکرد
تا آسمانِ بیشتری داشته باشد ...
![]()
در حال حاضر 181 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 181 مهمان ها)